مانی: ماشینِ رأی دهی

 

دوباره زمانِ «انتخابات» است.

من رأی می‌‌دهم.

امروز مهم‌ترین آدم این کشورم

می‌‌گویند رأی‌‌ام به حساب می‌‌آید!

خودم به حساب می‌‌آیم

اما فقط امروز!

 

چه معامله‌ی خوبی:

من رأی «می‌‌دهم»

آنها رأی «می‌گیرند»!

زیرا دوباره زمان «رأی‌گیری» ست!

 

از فردا دوباره مانند کاغذی در پیاده‌رو

زیر کفش‌های سیاست‌پیشگان مچاله می‌‌شوم.

در کارخانه‌ها ، مزارع، نانوایی‌ها، در جاده‌ها،

زیر اخبار له می‌‌شوم.

زیر سخنرانی‌های آتشین، زیر گام رهبران قدیمی ‌‌یا جدید،

در چرخ‌دنده‌ی خدا، دین، قسط‌ها و مالیات له می‌‌شوم.

زیر قبض‌های آب ، برق و اجاره مچاله می‌‌شوم.

اما چه جای نگرانی

من دو باره مهمترین آدم می‌‌شوم

تنها چهار سال دیگر

در انتخابات بعدی

البته اگر زنده بمانم!

پاسخی بگذارید