مانی: چرا در کنفرانس لندن نام امپراتوری اسدآباد حذف شد؟!

اعلام موجودیت کشور مستقل اسدآباد! بخش 1
تاريخ نگارش : ۲۴ تير ۱٣٨۶

میرزاآقاعسگری(مانی)

سخنرانی وزیر کشور اسدآباد درخرمنجا!

یک توضیح:

پس از فروپاشی کشور ایران (سابق) و تجزیه ی آن به ۲۵۰۰ کشور کوچک و بزرگ، اسدآباد که قبلا تحت سلطه ی استانی بنام همدان(سابق) بود پس از فداکاریها، جنگها و خونریزهای فراون به کشوری مستقل تبدیل شد. این کشور نوپا که پس از ۲۵۰۰ سال مبارزه ی پاتیزانی با شوونیسم فارس توانست استقلال خود را بدست آورد، خود در آستانه ی تجزیه قرار گرفته و جدائی طلبان محلات آن برای استقلال کامل از اسدآباد بزرگ سرگرم هزار جور توطئه و جنگ و جدال هستند. وقایعی که دراین کشور اتفاق می افتند یادآور وقایع درحکومت ملاها در آخرین سالهای ایران (سابق) است.
درحال حاضر کشورهای ملایر و بیستون و کنگاور از متحدین سیاسی کشور اسدآباد بشمار می روند و عمق استراتژیک آن به حساب می آیند. درمقابل، سه کشور کبوترآهنگ، نهاوند و بویژه تویسرکان با کشور اسدآباد درگیری های مرزی و نزاع مزمن سیاسی دارند. ما از امروز وقایع جاری در کشور اسدآباد را مرتبا با شما مردم جهان درمیان می گذاریم.

تیم خبری اسدآبادنیوز

خبرگزاری اسدآباد نیوز: سخنگوی وزارت خارجه ی اسدآباد در یک کنفرانس مطبوعاتی در خرمنجای سفلی مواضع حکومت مقدس کشوراسدآباد را به اطلاع جهانیان رساند. وی اظهار داشت:

بسمه ی السدآباد. بیانیه ی استقلال

از آنجائی که موضوع تجزیه طلبی در اینجا و آنجای دنیا موضوعی مد روز، اشتهابرانگیز و واگیر شده بود. فلذا اشتهای ما اسدآبادی ها هم بشدت تحریک گردید، و تحت تأثیر این جوَ، اول تجزیه طلب گشتیم و سپس تجزیه شدیم! مدتی است که استقلال کامل کشوراسدآباد را اعلام فرموده ایم. و اکنون وبدینوسیله مواضع دینی، جغرافیائی، تاریخی، سیاسی، فرهنگی و زبانی خود را به گوش جهانیان می رسانیم!

امت ما از بدو پیدایش جهان، خلقی غیور و تجزیه طلب بود. این که اسدآباد   کشور مستقلی است، باید توسط جهانیان درک شود و گرنه دچار ضربات سهمگینی خواهند شد. ام القرای اسدآباد زیر بار هیچ زوری نمی رود مگر آن که خیلی پر زور باشد!   ما برای نشان دادن حسن نیت خود به جهانیان شوونیست بار دیگر تأکید می کنیم که به ۵ قاره ی جهان اجازه می دهیم چنانچه بخواهند به عنوان ۵ استان از کشور اسدآباد در حوزه ی اقتدار سیاسی ما باقی بمانند اما موظف خواهند بود سدآوایی حرف بزنند و فقط کرکه پاله و آش دوغ و ماس تیلیت و لویس و شپله بخورند!

این که می گویند اسدآبادی ها قادر به صدور انقلاب تجزیه طلبانه ی خود نیستند و نمی توانند جهان را مصادره و اداره کنند یک لیچار غیرمسئولانه است! ما به جهانیان اعلام می کنم که کشور ما ۶۰ هزارنفر نفوس دارد که در برابر ۷میلییارد جمعیت ضداسدآبادی و شوونیست جهان، بخش برتر به حساب می آید. این جمعیت با داشتن یک ولی فقیه برای تمام جهان وبا تقسیم دنیا به ۶۰۰۰۰ ولایت برای ۶۰۰۰۰ والی یا نماینده ی دفتر رهبری خواهد توانست جهان را به خوبی اداره و غارت کند.

هرچند که متأسفانه زبان ما فارسی است، اما خوشبختانه لهجه داریم! و همین لهجه برهانی قاطع است برای استقلال میهن ما! ما به آب می گوییم آو، به گاو می گوییم گَو! و به اسدآباد می گوییم سدآوا! برای این که زبانشناسان را هم روسیاه کنیم از آنها می خواهیم اگر می توانند این جمله را که به زبان رسمی سدآوایی اعلام میداریم برای سایر خلقهای جهان ترجمه کنند: «کرکه پاله که بپقه، مِرَم سرِ خاکلانکو، النجمه موخارم و وهمه موام ای ملت سدآوا وخت ملچ ملوچه!» فکر می کنم حالا شوونیستها خودشان بگویند:« اوه اوه! خوب شد که تجزیه شدن رفتن پی کارشان! اینا دیگه کی ان؟!»

کشورما اسدآباد، از نظر جغرافیایی و سوق الجیشی در چهارراه جهان قرار دارد. این سرزمین باستانی، پایتخت و مرکز جهان است. هرکس قبول ندارد به قول ملانصرالدین بردارد متر کند! فرمانده قوای شش گانه ی اسدآباد دیروز گفت: اگر عده ای بخواهند تنگه ی هرمز را به روی ما ببندند، ما هم گردنه ی اسدآباد را به روی آنها می بندیم. وی اضافه کرد: ما اسلحه ای داریم که به خوبی می تواند در برابر موشکهای کروز و بمبهای اتمی دشمن مقابله کند. این اسلحه بیلاخ ۵ نام دارد که نوع پیشرفته ی بیلاخ ۴ است! این تنها یکی از انگشتان برافراشته ی ما است!

کشور باستانی اسدآباد منابع عظیمی از خاک، کوه، گرد، غبار، آسمان وستاره دارد که همیشه توسط شوونیستهای غیراسدآبادی غارت می شده است. ما با منابع عظیمی از مار، عقرب، چُسُنه، مگس، رطیل و ملخ که در بیابانها و در سقفهای چوبی خانه هامان داریم می توانیم خوراک ۱۰۰ سال مردم چین و ماچین(ژاپن) را بدهیم و با کسب دلارهای ماری و عقربی (به جای دلارهای نفتی که بوی گند نفت می دهند) به ساخت تأسیسات اتمی زیر کوهی خود ادامه داده و شعار دهیم: آلبالوی هسته ای، واجبی بسته ای، آن سوهان پسته ای حق مسلم ماست!

کشفیات باستانشاسی ثابت کرده که تمام جاهائی که امروزه خود را کشورهای جهان می نامند جزو خاک پاک اسدآباد بوده اند که طی زمان   و با توطئه های بین المللی از کشور ما جدا شده اند. به فرمان مقام معظم رهبری، بزودی همه ی آنها را به خاک خود برخواهیم گرداند! همه می دانند که چاههای نفت مکزیک، کوههای ماچوپیچوی پاناما ، آبشار نیاگارا، صحرای سیبری و کوه های هیمالیا هم روزی در کشوراسدآباد بوده و توسط غارتگران بین المللی به غارت رفته اند. حتا دیوار چین هم دور کشور ما بود وبه دست چینی های شوونیست غارت شد و گذاشته شد دور کشور چین و ماچین. چینی ها بدانند که ما کشور چین را به موزه های خود برخواهیم گرداند. همه می دانند که ما به بشقابهای شکستنی مان می گوییم : چینی! یعنی شکستنی! ما آنها را درهم خواهیم شکست!

سخنگوی «وزارت جهانخواری» کشورمان دیروز در جمع خبرناگاران بین المللی گفت این که می گویند کشور ما اسدآباد در آستانه ی تجزیه است، حرف مفتی بیش نیست. این که می گویند خالوصفات سبزی فروش   اعلام کرده «کشور دموکراتیک اسدآباد شمالی خواهان سرنگونی حکومت اسدآبادجنوبی است» تاکنون از سوی هیچ خبرگزاری مستقلی تأیید نشده است. رئیس جمهوری فدرال اسدآبادجنوبی به خبرگزاری اسدآبادنیوز گفت«ما موشکهایمان را به سوی پایتخت اسدآباد شمالی نشانه رفته ایم. و تمامی تحرکات دشمن را زیر نظر داریم!»

استقلال اسدآباد را مردم اسدآباد به رسمیت شناخته اند و نیازی به تأیید جهانخواران و اسدآبادخواران نداریم. حالا آن شوونیستهائی که اجازه نمی دادند ما با زبان و خط اسدآبادی بگویم و بخندیم و بنویسیم، و حتا موسیقی چوپانان ما، و کنسرتهای جارچیان ما را هم ممنوع اعلام کرده بودند، بدانند که دوران فریب کشورها با عنوان «گفتگوی تمدنها» به سرآمده است و ملتها بیدارند.این بی تمدنهائی که خود با عبا و عمامه به کشورهای دیگر می روند، به ما اجازه نمی دادند با تنبانهای گشاد و کلاه نمدی و گیوه های دستبافمان در کوچه ها و محله های خودمان ظاهر شویم. با آن که خودشان زبان عربی بلغور میکنند، به ما اجازه نمی دادند سدآوایی بلغور کنیم. پنداری در نزد خداوند، بلغورعربی   از بلغوراسدآبادی مکرم تر و پرهیزکارتر است!

حضرت شنگول (ص) ،- جد هفتصد وهفتاد و پنجم رمضان چوپان- که خود چوپانی اولوالعزم بود و بارها در کوه خان گورمز با خدای قوم اسدآباد آیه رد و بدل کرده، و حتا باخدای خود   بازی زمله زو، لگدبازی و سه قاپ هم کرده بود، درلابلای یکی از خوروپوفهای خود این آیه ی معروف و مقدس را از خود خارج فرمود: «خورررر…اسدآباد شرقی….پوف ف ف! اسدآباد غربی پیف ف ف چهارپایتخت در سدآوا پیف پاف خور خور بخور بخور فسس ! اسدآباد بشود اسدآبادستان؟ فسسسسس!» این آیات که توسط مفسران شوونیست به تقسیم اسدآباد به چهار کشور مستقل تعبیر شده را تاریخشناسان اسدآباد یک توطئه ی بین المللی و از ترفندهای حکومت سرکوبگر مرکزی جهان برای تسلط بر منطقه ی حساس و سوق الجیشی چاردولی دانسته اند.

در تازه ترین لوحی که در کوههای گردنه کشف شده، ثابت شد که حتا حضرت شنگول بر قلعه قوچان(به گفته ی شوونیستهای فارس: بر شانه ی) خدای قوم اسدآباد سوار شده و طی الگردنه کرده است. خدای قوم در حالی که نفس نفس زنان شنگول اولوالعزم را می برد فرمود: «ما قوم خود را بر بقیه ی اقوام برتری دادیم و سرزمین مقدس اسدآباد را مرکز فرماندهی آنان بر کائنات و ارض مسکون قرار دادیم. علت این کارها بر خود ما هم روشن نبود! ما کشورها را مثل ریگ های بیابان زیر پای شما اسدآبادیها خواهیم ریخت، زنان موطلائی را تشک قوم برگزیده ی خود خواهیم کرد. چرا اینقدر باد درمی کنی ملعون؟! خفه ام کردی! چندبار بگویم اینقدر تُرب کنگاور نخور! به راستی که ما بخشنده و خوش ذوق هستیم» (کتاب شنگول نبی. سوره ی فقره. آیه ی وسطی)

خلق بپاخاسته ی سدآوا مشت محکمی بر لب و لوچه ی شوونیستهائی که   نمی خواهند ما مستقل باشیم خواهند کوبید تا از آن کوفته ی اسدآبادی درست کنند! براساس تصمیمات شورای انقلابی و هماهنگی تجزیه طلبان غیور اسدآبادی، از همین امروز هرکس که می خواهد با ما طرف شود باید با زبان سدآوایی با ما وارد گفتگو شود و با زبان خودش از آن خارج گردد!

گفته می شود که برخی ملیت ها و اقوام و ملتهای دیگر هم   از مدل و ایده ی ما برای تجزیه و استقلال سوء استفاده می کنند و اصطلاحات ما را بکار می گیرند. به آنها تذکر می دهیم که بجای دزدی یا کپی طرح های ما،   به کشور ما بیایند تا خودمان راهنمائی شان کنیم! البته اجازه نخواهیم داد از سایتهای اتمی پس محله و خنداب دیدن کنند.

اسدآباد تی وی   (ATV) ، روز چهارشنبه را روز استقلال ملی اسدآباد اعلام کرد. به این خاطر که اگر بزودی اسدآباد به چهار کشور تقسیم گردید، هر کشور برای خودش یک عدد شنبه داشته باشد.

مرکز زبانشناسی و فرهنگستان اسدآباد نیز به مطبوعات کشور توصیه ی اکید کرد از اطلاق نفر برای شتر خودداری کنند. چون در شأن ما نیست که مثلا بگوئیم یک نفر اسدآبادی با یک نفر شتر همراه بود و نفیر می کشید! این مرکز قبلا عنوان آیت الله را برای شتر و   آیات عظام را برای شترها توصیه کرده بود. چرا که عظیم ترین نشانه   و آیت خدای قوم اسدآباد در ربع مسکون همین شترها هستند.

کنفرانس مطبوعاتی بعدی این مقام دولتی که نخواست نامش برده شود در هفته ی آینده در محله ی خرچران های شمالی برگزار خواهد شد. از خبرنگاران بین المللی خواسته شده از آوردن ضبط صوت و میکروفون و دوربین خودداری کنند تا رسوائی دست دادن ریاست محترم جمهوری با زنان ، و پاچه مالی های رایج ایشان تکرار نشود.

سامان رشدی در تویسرکان مخفی شده است!

«سازمان جوایز برای کشتن مخالفین نظام» با صدور اطلاعیه ای خبر از پنهان شدن سلمان رشدی، نویسنده ی مرتد و مهدورالدم و شوالیه ی بی اسب و شمشیر در کشور تروریست پرور تویسرکان می دهد.
وزیر اطلاعات وجاسوسی کشورمان اسدآباد، قبلا در مصاحبه ای با   روزنامه ی «زمهریر» افشا کرده بود که دولت تویسرکان از لحافهائی که در آن کشور تولید می شود برای پوشاندن جنایات خود و اقدامات ضد اسدآبادی اش استفاده می کند. گرچه سران خائن تویسرکان همیشه مدعی بوده اند که از لحافهای خود فقط   برای مقاصد صلح آمیز استفاده می کنند!
ظهر امروز رهبر استقلال کشورمان اسدآباد، در ضیافت ناهاری برای خالوخسرو پادشاه کشور بیستون فرمودند: «این که تویسرکانی ها فکر می کنند بسیاری از اقداماتشان در زیر لحاف از چشم ما پنهان می ماند یک اشتباه محاسباتی محض است. ما از همه ی اقدامات آنها لحاف برداری می کنیم. سربازان گمنام امام زنان حتا خبر دارند که سلمان رشدی مرتد، زن جوانش را با پوشاندن لباس آخوندی و تهیه ی پاسپورت جعلی با عنوان «حجت الاسلام سید سلیمه ساوجبلاغی» از مرزهای هوائی جهان عبور داده و به زیر لحاف تویسرکانی ها رفته است.»
پادشاه بیستون هم ضمن تشکر از رهبرمان به خاطر اهداء ۲۴میلیون کشکک (واحد پول کشور مستقل اسدآباد) از سوی «وزارت حاتم بخشی از اموال بیت المال»، گفتند : «ما هم از منابع اطلاعاتی مان مطلع شدیم که رئیس جمهور مادام العمر تویسرکان سفارش یک لحاف ۳نفره را برای خودش و رشدی و زن زیبای او داده است!»
آگاهان سیاسی معتقدند از وقتی که سلمان رشدی کتاب «آیه های منگولی» را برای بدنام کردن پیامبر اولوالعزم ما حضرت شنگول (ص) منتشر کرد، دو تا جوش گنده در شکاف باسنش پیدا شده که راه رفتن آن ملعون را با دشواری روبرو ساخته است.

کشف مقبره ی مقدس حضرت شنگول در تپه های خاکریز

به گزارش روزنامه ی حکومتی اسدآبادنیوز سرانجام در کاوشهای باستانشناسی و تپه شکافی در مناطق غربی کشورمان اسدآباد، مقبره ی گمشده ی حضرت شنگول، پیامبر اولوالعزم قوم اسدآباد پیدا شد.
این همان مقبره ای است که حضرت، اول قالب تهی کرد، آنگاه جسم خود را در آن گذاشت و جان خود را برداشت و از دست بی وفائی اسدآبادیها، به آسمان هفتم گریخت. کشف این قبر می تواند عواید توریستی هنگفتی نصیب کشور کند. رئیس «سازمان تحقیقات و استخوان شناسی» دانشگاه بین المللی اسدآباد به سمیه، خبرنگار شل حجاب اسدآباد تی وی گفت: «لکه ی سیاهی که روی استخوان ران چپ اسکلت باقی مانده، جای همان ضربه ای است که خداوند قوم اسدآباد به هنگام لگد بازی با پیامبرمان به او وارد آورده بود. نزاع   بر سر دستکاری حضرت شنگول در یکی از آیات کتاب مقدس است که در آن حضرت، حتا زنان موطلائی و سفید پوست و چشم آبی تویسرکانی را هم دشمنی دیرینه ای با ما دارند، بر خود حلال دانسته بودند.»
پس از کشف این مقبره، رهبر شورشیان روستای خاکریز (روستائی در غرب اسدآباد) گفت:«دیگر تحملمان تمام شده و هرچه زودتر باید از اسدآباد تجزیه شویم و کشور مقدس خاکریز را تشکیل دهیم.» شورشیان خاکریز سالهاست که در تپه های غربی کشور با نیروهای دولتی در حال جنگهای پارتیزانی هستند. رهبر شورشیان، تاریخی برای اعلام استقلال خاکریز بیان نکرد اما گفت «دماغ اسدآبادی ها را به خاک می مالیم.»

این اسناد تاریخی در 10 بخش به اطلاع جهانیان خواهد رسید. نگران نباشید، دنباله دارد…

پاسخی بگذارید